تبلیغات

از درج هرگونه تبلیغات و مطالب هرز معذوریم

توانمندسازی کم درآمدها یا اعیانی سازی؟

اسکان نيوز-محمد کریم آسایش: طی چند روز اخیر ستاد ملی بازآفرینی شهری پایدار و بانک مسکن تصمیمات جدیدی برای تسهیلات مسکن گرفته اند. گرچه این تصمیم و تحولات ظاهری مثبت دارد اما بدون توجه به شروط پیش نیاز و مکمل می تواند نتایجی معکوس را به همراه داشته باشد. این اخبار بدین شرح است: 
 

ستاد ملی بازآفرینی شهری که متولی سیاستگذاری در زمینه بافتهای فرسوده و ناکارآمد شهری است براساس گونه های پنج گانه؛ ۱)بافت فرسوده میانی، ۲)سکونتگاه غیررسمی، ۳)بافت روستایی الحاق شده به شهر، ۴)بافت تاریخی و ۵)بافتهایی با کاربری ناسازگار تصمیماتی را در زمینه تسهیلات مسکن اتخاذ کرده که عبارتند از: «اعطای وام ۵۰ میلیون تومانی نوسازی مسکن از سوی بانکها با سود ۹درصد الزامی شد. نرخ سود تسهیلات خرید مسکن در بافت فرسوده از محل صندوق پس انداز مسکن یکم از ۸ به ۶درصد تصویب شد. به متقاضیان نوسازی مسکن در تهران، علاوه بر ۵۰میلیون تومان وام نوسازی مسکن به صورت مشارکت مدنی، ۲۰میلیون تومان وام قرض الحسنه برای اسکان موقت نیز اعطاء شود که این تسهیلات در طول دوره مشارکت مدنی و نوسازی در اختیار متقاضیان قرار می گیرد و پس از تکمیل ساخت و ساز و انتقال خانوار به واحد مسکونی نوسازی شده، این مبلغ به صورت یکجا مجددا به بانک عامل برگردانده می شود.»

 

با تصمیم جدید هیئت مدیره بانک مسکن «زوج هایی که می خواهند از تسهیلات خرید مسکن استفاده کنند، مشروط به گذشت دوره زمانی مشخص از اولین مرتبه دریافت تسهیلات و همچنین تسویه بدهی خود با بانک یا انتقال تسهیلات به غیر، می‌توانند یکبار دیگر تسهیلات خرید مسکن دریافت کنند. در بافت های فرسوده نیز شرط خانه اولی بودن زوجین حذف شده است.»

 

در ظاهر این تصمیمات بسیار عالی است. اما با بررسی ابعاد مختلف مسئله، با سیمای متفاوتی مواجه می شویم.

 

۱) یکی از مهم ترین مسائل در انواع بافتهای ناکارآمد شهری، ضعف جدی اعطای تسهیلات به افراد کم درآمد به دلیل مشکل در تأمین وثیقه مکفی یا ضمانت معتبر است. تا زمانی که این مسئله حل نشود، از این تسهیلات به ساکنان کم درآمد بافتهای فرسوده تعطلق نمی گیرد، بلکه در بهترین حالت اقشار طبقه متوسط و البته در شکل واقع بینانه سوداگران و رانت جویان مسکن هستند که این تسهیلات مجرایی برای سرمایه گذاری آنها را فراهم می کند.

 

۲) ارتباط بدمسکنی با فقرشهری و اقشار کم درآمد دومین مسئله نادیده گرفته شده در این تصمیمات است. اشتغال فصلی، اشتغال غیررسمی، روز مزدی، دستمزدهای نازل و بیکاری مزمن همه صورتهایی از این فقر شهری هستند که امکان بازپرداخت تسهیلات را دشوار یا منتفی می سازند.

یکی از آسیبهای سیاستگذاری اجتماعی از جمله در حوزه سیاستهای مسکن در ایران، گسیختگی آن از نظام اقتصاد کلان و از جمله اشتغال است. همین هدف گذاری نادرست و نامرتبط با نظام اقتصاد کلان در سیاستهای مسکن موجب شده است که سرمایه های هنگفتی  بدون رسیدن به جامعه هدف و کارآمدی لازم هدر برود. یکی از بارزترین نمونه های این هدر رفت سرمایه «مسکن مهر» است.

 

آنچه از این نوع سیاست در ارائه تسهیلات مسکن حاصل می شود حل مسئله مسکن برای اقشار کم درآمد نیست بلکه بازار مسکن سرمایه مستغلاتی و گسترش اعیانی سازی در بافتهای فرسوده رونق یافته است. نتیجه این تصمیمات طرد فقرای شهری است و در حقیقت تنها به پاک کردن صورت مسئله و نه حل آن راه می برد